عربی متوسطه دوم

عربی متوسطه

ترجمه درس سه - دهم انسانی- مَطَر السَّمک

چهارشنبه, ۱۵ آذر ۱۴۰۲، ۰۶:۱۵ ب.ظ

مَطَر السَّمک    باران ماهی

 

﴿اللَّهُ الَّذِی یُرْسِلُ الرِّیاحَ فَتُثِیرُ سَحاباً فَیَبْسُطُهُ فِی السَّماءِ…﴾ الروم: ۴۸

خدا همان کسی است که بادها را می فرستد و [بادها] ابری را برمی انگیزند و [خدا] آن [ابر] را در آسمان می گسترانَد.

 

هَل تُصَدِّقُ أنَ ترَی فی یَومٍ مِنَ الْأیّامِ أَسماکاً تَتَساقَطُ مِنَ السَّماءِ؟!

آیا باور می‌کنی که روزی از روزها ماهی‌هایی را ببینی که از آسمان فرومی‌افتند.

إنَّ نزُولَ الْمَطَرِ وَ الثَّلْجِ مِنَ السَّماءِ شَیءٌ طبَیعیٌّ؛ وَلکِٰنْ أ یُمْکِنُ أنَ نرَی مَطرَ السَّمَکِ؟!

همانا بارش باران و برف از آسمان امری طبیعی است؛ اما آیا ممکن است بارش ماهی را ببینیم.

هَل تظَنُّ أنَ یکَونَ ذٰلِکَ الْمَطَرُ حَقیقَهً وَ لَیسَ فِلْماً خَیالیّاً؟! حَسَناً فَانْظُرْ إِلَی هٰذِهِ الصُّوَرِ حَتَّی تُصَدِّقَ.

آیا گمان می‌کنی که این باران حقیقی است و نه فیلم خیالی؟! خُب، پس به این عکس‌ها نگاه کن تا باور کنی.

 اُنظُرْ بِدِقَّهٍ؛ أنتَ تُشاهِدُ سُقوطَ الْأسَماکِ مِنَ السَّماءِ؛ کَأنَّ السَّماءَ تُمْطِرُ أَسماکاً.

به دقت نگاه کن. تو افتادن ماهی‌ها را از آسمان می‌بینی. گویی آسمان ماهی [ها] می‌بارد.

یُسَمّی النّاسُ هٰذِهِ الظّاهِرَهَ الطَّبیعیَّهَ «مَطَرَ السَّمَکِ». حَیَّرَتْ هٰذِهِ الظّاهِرَهُ النّاسَ سَنَواتٍ طَویلَهً فَما وَجَدوا لَها جَواباً.

مردم این پدیده طبیعی را باران ماهی می‌نامند. این پدیده مردم را سال‌های طولانی‌ای به شگفت آورده است؛ و برای آن پاسخی نیافته اند.

یَحْدُثُ «مَطَرُ السَّمَکِ» سَنَویّاً فی جُمهوریَّهِ الْهُندوراس فی أَمِریکَا الْوُسطَی.

باران ماهی سالانه در جهموری هندوراس در آمریکای مرکزی رخ می‌دهد.

تَحدُثُ هذِهِ الظّاهِرَهُ مَرَّتَینِ فی السَّنَهِ أَحیاناً.

این پدیده احیانا دوبار در سال روی می‌دهد.

فَیُشاهِدُ النّاسُ غَیمَهً سَوداءَ عَظیمَهً وَ رَعداً وَ بَرقاً وَ ریاحاً قَویَّهً وَ مَطَراً شَدیداً لِمُدَّهِ ساعَتَینِ أَو أَکثَرَ.

مردم ابر سیاه و بزرگ، تندر و آذرخش، بادهایی نیرومند و باران شدیدی را به مدت دو ساعت یا بیشتر می‌بینند.

ثُمَّ تُصبِحُ الْأرَضُ مَفروشَهً بِالْأسَماکِ، فَیَأخُذُهَا النّاسُ لِطَبخِها وَ تَناوُلِها.

سپس زمین پوشیده از ماهی [ها] می‌گردد؛ مردم آن‌ها را برای پختن و خوردنشان می‌گیرند.

حاوَلَ الْعُلَماءُ مَعرِفَهَ سِرِّ تِلْکَ الظّاهِرَهِ الْعَجیبَهِ؛ فَأَرْسَلوا فَریقاً لِزیارَهِ الْمَکانِ وَ التَّعَرُّفِ عَلَی الْأسَماکِ الَّتی تَتَساقَطُ عَلَی الْأرضِ بَعدَ هٰذِهِ الْأمطارِ الشَّدیدهِ،

دانشمندان تلاش کردند که راز آن پدیده شگفت را بشناسند؛ پس گروهی را برای دیدن مکان و شناسایی ماهی‌هایی که پس از این باران‌های شدید بر زمین فرومی‌افتند فرستادند.

فَوَجَدوا أَنَّ أَکثَرَ الْأسَماکِ الْمُنتَشِرَهِ عَلَی الْأرضِ مِنْ نَوعٍ واحِدٍ، وَلٰکِنَّ الْغَریبَ فی الْأمرِ أَنَّ الْأسَماکَ لَیسَتْ مُتَعَلِّقَهً بِالْمیاهِ الْمُجاوِرَهِ.

نتیجتا فهمیدند که بیشتر ماهی‌های پخش شده بر روی زمین از یک نوع اند؛ اما شگفتی موضوع در آن است که ماهی‌ها متعلق به آب‌های مجاور نیستند.

بَلْ بِمیاهِ الْمُحیطِ الْأطْلَسیِّ الَّذی یَبْعُدُ مَسافَهَ مِائَتَی کیلومترٍ عَنْ مَحَلِّ سُقوطِ الأْسَماکِ.

بلکه متعلق به آب‌های اقیانوس اطلس اند  که از محل فرو افتادن ماهی‌ها، ۲۰۰ کیلومتر دورتر است.

ما هوَ سَبَبُ تَشکیلِ هٰذِهِ الظّاهِرَهِ؟! یَحْدُثُ إعْصارٌ شدیدٌ فَیَسحَبُ الْأسَماکَ إلَی السَّماءِ بِقوَّهٍ.

علت شکل گرفتن این پدیده چیست؟! گردبادهای شدیدی روی می‌دهد و ماهی‌ها را با قدرت به آسمان می‌کشاند.

وَ یَأخُذُها إِلَی مَکانٍ بَعیدٍ وَ عِندَما یَفقِدُ سُرعَتَهُ تَتَساقَطُ عَلَی الْأرضِ.

و آن‌ها را به مکانی دور می‌برد؛ هنگامی‌که سرعتش را از دست می‌دهد، ماهی‌ها بر روی زمین فرو می‌افتند.

 یحَتفَلُ النّاسُ فی الْهُندوراس بِهٰذَا الْیَومِ سَنَویّاً وَ یُسَمّونَهُ «مِهرَجانَ مَطَرِ السَّمَکِ».

مردم در هندوراس این روز را سالانه جشن می‌گیرند و آن را جشنواره باران ماهی می‌نامند.

  • مهدی شر

ترجمه درس دو - دهم انسانی- إنَّکُم مَسؤولونَ

چهارشنبه, ۱۵ آذر ۱۴۰۲، ۰۵:۲۶ ب.ظ

إنَّکُم مَسؤولونَ

قطعاً شما مسئول هستید.

کانَتْ سُمَیَّةُ بِانتِظارِ والِدَتِها لِلرُّجوعِ إِلَی الْبَیتِ بَعْدَ انْتِهاءِ الدَّوامِ الْمَدرَسیِّ،

سمیّه پس از پایان ساعت کارمدرسه برای بازگشت به خانه منتظر مادرش بود.

 

وَ کانت حجُرُاتُ الْمَدرَسَةِ مُغْلَقَةً،

و کلاسهای مدرسه بسته بود،

 

وَ کانَتْ مُدیرَةُ الْمَدرَسَةِ وَ بَعضُ الْمُدَرِّساتِ یَنتَظِرْنَ أنَ تفَرغُ الْمَدرَسَةُ مِنَ الطّالِباتِ.

و مدیر مدرسه و برخی از معلّمها منتظر بودند که مدرسه از دانش آموزان خالی شود.

 

عِندَئِذٍ سَمِعَتْ سُمَیةَّ صَوتَ مُکَیِّفِ الْهَواءِ مِنْ إحْدَی الْحُجُراتِ،

در این هنگام سمیّه صدای کولر را از یکی از کلاسها(اتاقها) شنید،

 

فَظَنَّتْ أَنَّ طالِباتِ صَفٍّ آخَرَ فی حِصَّةِ تَقویَةٍ، أَوْ یُمارِسْنَ نَشاطاً حُرّاً؛ وَ عِندَما نَظَرَتْ بِدِقَّةٍ، وَجَدَتِ الْحُجْرَةَ فارِغَةً و بابُها مُغلقاً

تصوّر کرد که دانش آموزان کلاس دیگر درکلاس درس تقویتی هستند، یا مشغول فعّالیّت آزاد هستند؛ و زمانی که با دقّت نگاه کرد، کلاس (اتاق) را خالی یافت. و درش بسته بود

 

فَذَهَبَتْ إلَی مُدیرَةِ الْمَدرَسَةِ، وَ أَخْبَرتْها بِما شاهَدَتْ، فَشَکَرَ تهَا الْمُدیرَةُ، وَ طَلَبَتْ مِن سُمَیَّةَ إِطفاءَ الْمَصابیحِ وَ الْمُکَیِّفِ.

پس به سوی مدیر مدرسه رفت و او را از آنچه دیده بود باخبر کرد، مدیر از او تشکّر کرد و از سمیّه درخواست کرد چراغها و کولر را خاموش کند.

 

عِندَئِذٍ شاهَدَتِ الْمُدیرَةُ طالِبَةً بِاسْمِ فاطِمَة، کانَتْ فاطِمَةُ تَذهَبُ لِإِغلاقِ حَنَفیَّةِ الْماءِ الَّتی کانَتْ مَفتوحَةً قلیلاً.

در این هنگام مدیر دانش آموزی به نام فاطمه را دید، فاطمه برای بستن شیرآبی که کمی باز بود میرفت.

 

وَ فی صَباحِ الْیَومِ التّالی، شَکَرَتْ مُدیرَةُ الْمَدرَسَةِ فِی ا لِاصْطِفافِ الصَّباحیِّ سُمَیَّةَ وَ فاطِمَةَ لِاهْتِمامِهِما بِالْمَرافِقِ الْعامَّةِ.

و در صبح روز بعد، مدیر مدرسه در صف صبحگاهی از سمیّه و فاطمه به خاطر توجّه آنها به تأسیسات عمومی سپاسگزاری کرد.

 

و فی حِصَّةِ الْعُلومِ ا لِاجْتِماعیَّةِ، قامَتْ رُقَیَّةُ وَ سَأَ لَتِ الْمُدَرِّسَةَ

و در زنگ دانش اجتماعی رقیه برخاست واز معلّم پرسید:

 

ماالمَقصودُ بِالْمَرافِقِ الْعامَّةِ؟

منظور از تأسیسات عمومی چیست؟

 

أَجابَتْ المدرسة : اَلْمَرافِقُ الْعامَّةُ هیَ الْاَماکِنُ الَّتی تَمتَلِکُها الدَّولَةُ، وَ یَنتَفِعُ بِهَا النّاسُ جَمیعاً. إِذا فَهِمْتِ مَعناها، فَاذْکُری لَنا أَمثِلَةً لِلْمَرافِقِ الْعامَّةِ.

معلم جواب داد: تأسیسات عمومی جاهایی است که دولت مالک آن است، و همۀ مردم از آن سود میبرند. اگر معنایش را فهمیدی برایمان از تأسیسات عمومی مثالهایی ذکر کن.

 

أجَابتَ رُقیَةَّ : المدارِسُ وَ الهَواتفِ العْامَّةُ وَ المستشَفَیاتُ وَ المستوَصَفاتُ وَ المتاحِفُ وَ المکتبَاتُ وَ دَوراتُ المْیاهِ وَ الحدائقِ العامَّةُ وَ الْاشَجارُ علَیَ الرَّصیفِ و أعَمِدَةُ الکْهرَباءِ…

رقیّه پاسخ داد: مدرسه ها، تلفنهای عمومی، بیمارستانها،درمانگاه ها، موزه ها، کتابخانه ها، سرویسهای بهداشتی، پارک ها(بوستان ها) ، درختان پیاده رو و تیرهای برق…

 

أَجابَت الْمُدَرِّسَةُ: أحسَنْتِ، وَ الحِفاظُ عَلَی هذِهِ الْمَرافِقِ واجِبٌ عَلَی کُلِّ مُواطِنٍ

معلم جواب داد: آفرین! و نگهداری از این تأسیسات بر هر هم وطنی واجب است.

 

سَأَ لَتِ الطّالِباتُ بِتَعَجُّبٍ: لِمَ وَ کَیفَ؟ ! ذٰلِکَ واجِبُ الدَّولَةِ

دانش آموزان با تعجب پرسیدند: چرا و چگونه؟! آن وظیفۀ دولت است.

 

قالَتِ الْمُدَرِّسَةُ: بَلْ هیَ مَسؤولیَّةٌ مُشتَرکَةٌ، فَسُمَیَّةُ الَّتی قامَتْ بِإِطفاءِ الْمُکَیِّفِ وَ الْمَصابیحِ

خانم معلم گفت: (خیر) بلکه مسئولیّتی مشترک است، سمیّه که به خاموش کردن کولر و چراغها اقدام کرد

 

وَ فاطِمَةُ الَّتی أَغْلَقَتْ حَنَفیَّةَ الْماءِ وَ الطّالِبَةُ الَّتی تَدخُلُ مَکتَبَةَ الْمَدرَسَةِ فَتُحافِظُ عَلیَ الْهُدوءِ فیها وَ عَلَی نَظافَةِ الْکُتُبِ وَ تَرتیبِها،

و فاطمه که شیرآب را بست و دانش آموزی که وارد کتابخانه مدرسه میشود وآرامش آن و پاکیزگی کتابها و ترتیب آنها را حفظ میکند

 

وَ تِلْکَ الَّتی تَنصَحُ مَنْ یَرمی النُّفایاتِ فی غَیرِ مَکانِها بِکَلامٍ طَیِّبٍ؛ هٰؤلاءِ یَعمَلْنَ بِواجِباتِهِنَّ کَمُواطِناتٍ یَشْعُرْنَ بِالْمَسؤولیَّةِ.

و آن (دانش آموزی که) با سخن نیکو نصیحت می کند کسی را که زباله درغیرجای مناسب می اندازد، اینها مانند شهروندانی که احساس مسئولیّت میکنند به وظیفۀ شان عمل میکنند.

 

قامَتْ سُمَیَّةُ وَ قالَتْ:» أَلَیسَ مِنَ الْمُناسِبِ کِتابَةُ هذَا الْحَدیثُ علی الَلوحَةٍ الجِداریَّةٍ؟

سمیّه برخاست و گفت: آیا مناسب نیست که این حدیث را بر روزنامه (تابلوی) دیواری بنویسیم؟

 

إنَّکُم مَسؤولونَ حَتَّی عَنِ الْبِقاعِ وَ الْبَهائِمِ . امیر المومنین علی .ع.

قطعاً شما مسئول هستید حتّی در مورد زمین ها و چهارپایان. امام علی .ع.

 

قَبِلَتِ الْمُدَرِّسَةُ وَ قالَتْ:هذَا الاقِتراحُ حسَنٌ، وَ سَنَتَعاوَنُ جَمیعاً عَلَی الْعَمَلِ بِهذَا الْحَدیثِ.

معلم پذیرفت و گفت: این پیشنهاد خوبی است و همگی برای عمل به این حدیث شریف همکاری میکنیم

  • مهدی شر

ترجمه درس 1 - ذاک هوَ الله

سه شنبه, ۲ آبان ۱۴۰۲، ۰۸:۵۲ ب.ظ

ذاک هوَ الله

آن همان خداست

 

اُنظُر لِتِلکَ الشَجَرة           ذات الغصون النٌَضِرَه

به آن درختِ دارای شاخه های تازه نگاه کن

 

کَیفَ نَمَت مِن حَبٌَهٍ           وَ کَیفَ صارت شَجَره

چگونه از دانه ای رشد کرد و چگونه درختی شد

 

فَابحَث و قُل مَن ذاالذی           یُخرِجُ منها الثَمَرَه

پس جستجو کن و بگو چه کسی از آن، میوه بیرون می آورد (پدید می آورد)

 

وَ انظُر الی الشَّمسِ التی         جَذوَتُها مُستَعِرَه

و به خورشیدی نگاه کن که شراره های آتش آن فروزان است

 

فیها ضیاءٌ و بها           حَرارَهٌ مُنتَشِرَه

در آن روشنایی است و بوسیله آن گرما پراکنده شده است

 

مَن ذاالذی اَوجَدَها          فی الجَوِّ مثل الشَرَره

چه کسی آن را در فضا همچون شراره (آتش) پدید آورده است

 

ذاکَ هُوَ الله الذی          اَنعُمُهُ مُنهَمِرَه

او همان خداوندی است که نعمتهایش روان است

 

ذوحکمَهٍ بالِغَهٍ           وَ قُدرَهٍ مُقتَدِرَه

دارای حکمت و دانش کامل و نیرویی توانمند است

 

اُنظُر الی اللیل فَمَن         اَوجَدَ فیهِ قَمَرَه

و به شب نگاه کن، پس چه کسی ماهش را در آن پدید آورد

 

وَ زانَهُ بِاَنجُمٍ         کالدُّرَرِ المُنتَشِرَه

و آن (شب) را با ستارگانی همچون مرواریدهای پراکنده آرایش داد

 

وَ انظُر الی الغَیمِ فَمَن         اَنزَلَ مِنهُ مَطَرَه

و به ابر نگاه کن، پس چه کسی بارانش را از آن نازل کرد

 

فَصَیَّرَ الارضَ بِهِ         بَعدَ اغبرارٍ خَضِرَه

و زمین را بوسیله آن(باران) بعد از غبارآلودگی سرسبز ساخت

 

وَ انظُر الی المَرءِ وَ قُل         مَن شَقَّ فیهِ بَصَرَه

و به انسان نگاه کن و بگو چه کسی چشمش (بیناییش) را در وی پدید آورده است

 

مَن ذاالذی جَهَّزَهُ          بِقُوَّهٍ مَفتَکِرَه

چه کسی او را به نیروی اندیشه مجهز کرد

 

ذاکَ هُوَ الله الذی         اَنعُمُهُ مُنهَمِرَه

او همان خداوندی است که نعمتهایش ریزان است

 

 

 

 

  • مهدی شر